درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • 25
  • 24
  • 23
  • 22
  • 21
  • 20
  • 19
  • 18
  • 17
  • 16
  • 15
  • 14
  • 13
  • 12
  • 11
  • 10
  • 9
  • 8
  • 7
  • 6
  • 5
  • 4
  • 3
  • 2
  • 1
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
دوستان من
     
کدهای اضافی کاربر



کلاه قرمزی
ماجراهای کلاه قرمزی، پسرخاله، پسرعمه‌زا، فامیل‌دور، ببعی، آقای مجری
25
نویسنده: خرده - ۱۳٩٠/۳/۱٢

فامیل دور: رفتم شیرجه زدم وسط دریا. داشتم شنا می کردم دیدم یهو درپایی هام نیست. درپایی م گم شد.

آقای مجری: درپایی نه، دمپایی

- نه خیر درپایی ه.

- دمپایی ه. یعنی دم پاست همیشه.

- نه. درپایی ه، چون اولا پا رو از توش در میارن. بعدشم همیشه دم دره، می شه درپایی.

نظرات ()



24
نویسنده: خرده - ۱۳٩٠/۳/۱۱

آقای مجری: یه خاطره داری تو زندگیت که توش در نداشته باشه؟
فامیل دور: ما یه بار رفته بودیم یه کاروانسرایی خوابیده بودیم. جوون بودم اون موقع ها. خسته شدیم رفتیم خوابیدیم. صبح که اومدیم بیرون دیدیم درش رو دزدیدن بردن. در نداشت.
- بازم که در گفتی که
- بابا در نداشت دیگه درش رو برده بودن
- نه، اصلا یه خاطره دیگه. اصلا راجع به چه می دونم کوه مثلا
- آره یه بار رفته بودیم دربند ...
- نه، ببین باز در داره، راجع به دریا بگو که آب داره
- خوب اونم در داره دیگه. دیدی حالا، چیز بی در وجود نداره اصلا

نظرات ()



23
نویسنده: خرده - ۱۳٩٠/۳/۱٠

آقای مجری: مهمان که میاد بچه ها باید چی کار کنن؟ شما خودت چی کار می کنی؟

فامیل دور: من درو باز می کنم، مهمان میاد داخل. بعد درو می بندم. بچه ها هم باید همین کارو کنن

نظرات ()



22
نویسنده: خرده - ۱۳٩٠/۳/۸

آقای تعمیرکار لپ تاپ: چی کار کردین با این؟ دکمه استارتش کلا خراب شده

پسرعمه زا: استارتش؟ بنداز سرازیری هل می دیم روشن می شه

نظرات ()



21
نویسنده: خرده - ۱۳٩٠/٢/٦

آقای مجری: یه قدم جلو یه قدم عقب. حالا عوض. اون یکی پا
فامیل دور: من قاطی کردم قبلا داشتم با کدوم پا می رفتم. می ترسم که نکنه یه پام بیشتر قوی شه اون یکی لاغر بمونه
- حالا دو تا پا می پریم جلو می پریم عقب
- می پریم؟ من شرمنده، گفته بودم من یه کم خاطره بد دارم در دوران کودکی. شب خواب بد می بینم
- حالا مثلا فرض می گیریم جلومون یه جوب آبه می پریم جلو می پریم عقب
- خوب چه کاریه، دو قدم اون ورتر پل هست. از روی پل بریم.
پسرخاله: آقای مجری، میخواید فامیل رو کول کنیم از جوب رد کنیم می افته
فامیل دور: نه آخه زحمت می شه برات. زحمت نیست؟
پسرخاله: نه بابا بیا
آقای مجری: چی کار می کنی. ورزشه. پسرخاله ورزشه
پسرخاله: آخه می افته تو جوب گلی می شه
آقای مجری: کدوم جوب؟ جوبی نیست که، ورزشه
پسرعمه زا: همین جوب رو می گه دیگه که پر کثافته جلومون آلوده

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »